غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
253
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
ذكر ملك ظاهر نامش بقول امام يافعى بيبرس بود و بروايت صاحب تاريخ وصاف بندقدار و او در اوائل حال در سلك مماليك امير علاء الدين كه از جملهء اركان دولت ملك صالح بود انتظام داشت و ملك صالح آثار اقبال در ناصيهء حالش مشاهده كرده او را از امير علاء الدين بخريد و منظور نظر شفقت گردانيد و روزبروز كار ملك ظاهر در ترقى بود تا در ذى قعده سنه 658 بر سرير سلطنت مصر صعود نمود و بصفت شجاعت و جلادت و ديانت و امانت اتصاف داشت و در حمايت حوزهء اسلام مساعى مشكوره بتقديم رسانيده همواره همت عالى نهمت بر غزا و جهاد ميگماشت و در ايام دولت خود با احمد بن الظاهر باللّه بن الناصر الدين اللّه العباسى بخلافت بيعت كرده او را المستنصر باللّه خواند و بعد از قتل المستنصر الحاكم بامر اللّه ابو العباس احمد بن بى على را كه از احفاد المسترشد باللّه بود بجايش نشاند و چون ظاهر هفده سال و كسرى بدولت و اقبال گذرانيد در 28 محرم الحرام سنه 676 بعالم آخرت منزل گزيد . گفتار در بيان بعضى از وقايع زمان سلطنت بندقدار و ذكر شمهء از احوال علماء و افاضل آن روزگار در تاريخ امام يافعى مسطور است كه در سنهء ستين و ستمايه كه ملك ظاهر در مصر لواء سلطنت برافراخته بود احمد بن الظاهر باللّه العباسى كه اسود لقب داشت به آن سرزمين رسيد و صحت نسب خود را بثبوت رسانيد و طالب جلوس بر سرير خلافت گرديد و ملك ظاهر ملتمس او را بعز قبول اقتران داده اشراف و اعيان مصر را مجتمع ساخت و شرط مبايعت بجاى آورده ديگران نيز متابعت كردند و احمد را بلقب برادرش المستنصر باللّه ملقب گردانيدند و همدران مجلس مستنصر بدست خويش خلعت سلطنت در قامت ملك ظاهر پوشانيد و در آن باب منشورى در سلك تحرير كشيد و ملك ظاهر قاهرهء معزيهء را آذين بسته با خلعت خليفه سوار شد و گرد شهر برآمد آنگاه جهت مستنصر اتابك و حاجب و استاد الدار و منشى تعيين نمود و صد سر اسب و سى استر و شصت شتر و چند غلام بملازمتش بازداشت و مستنصر به مجرد اين قدر جمعيت خود را خليفه اسلام تصور نموده بجانب بغداد روان شد تا آن ديار را از تصرف تتار بيرون آورده بدستور آباء و اجداد خويش بر مسند استقلال بنشيند و چون بهيت رسيد فوجى از سپاه هلاكو خان از اطراف و جوانبش درآمده آغاز قتال نمودند و طايفهء از اعراب و تراكمه كه در موكب مستنصر جمع گشته بودند فرار بر قرار اختيار كرده مستنصر با فوجى از خواص كشته شد و از جمله مردمى كه از آن غرقاب بلا خود را بساحل نجات رسانيد يكى ابو العباس الحاكم بامر اللّه بود كه در سلك احفاد المسترشد باللّه انتظام داشت و چون او